گفتگو در خانواده

 | تاریخ ارسال: 1400/3/11 | 
تأثیر گفتگو در خانواده
خانواده در فرآیند زندگی اجتماعی بسیار با اهمیت است. خانواده سالم، جامعه سالم را می سازد. بنابراین حمایت از خانواده و
مستحکم کردن بنیان های خانواده نقش بسزایی در جامعه آرمانی ما خواهد داشت.
خانواده تشکیل شده است از حداقل زن و مرد. و در کنار آنها فرزندان. در خانواده های گسترده اقوام دیگر نیز جایگاه خاصی در
خانواده دارند.
مهمترین عامل پیوند دهنده بین اعضای یک خانواده، ارتباطات و تعاملات بین آنهاست . هر چقدر ارتباطات بهتر باشد می توان گفت
ریسمان های پیوند دهنده اعضای خانواده محکم تر خواهد بود. که در نتیجه ی این نوع پیوند، بنیاد خانواده را هیچ طوفانی نمی تواند
تهدید کند. و اعضای خانواده می توانند با دلگرمی و امید به حمایت از یکدیگر، سخت ترین شرایط و مشکلات را تحمل کنند و از
پس تمام دشواری های زندگی با کمک هم برآیند.
در بسیاری از موارد انسان ها به تنهایی نمی توانند موانع زندگی خود را مرتفع کنند و در این شرایط اولین گزینه های یاری دهنده
اعضای خانواده هستند. که با همدلی و حمایت و مشارکت خود می توانند موانع را بردارند.
این موانع می توانند، موانع عاطفی، روانی، معنوی، جسمانی، اقتصادی و ... باشند فرقی ندارد هر مانعی باشد در سایه مشارکت و
همدلی مرتفع خواهد شد.
بنابراین برای رسیدن به این نقطه، باید تلاش کرد بین اعضای خانواده ارتباطات قوی و درستی ایجاد نمود. و تنها راه رسیدن به این
هدف، داشتن مهارت گفتگو و مذاکره است.
سازمان بهداشت جهانی، یکی از نشانه های داشتن سلامت روان را در برقراری ارتباط سالم و مناسب با دیگران تعریف کرده است.
همینطور سازمان بهداشت جهانی، ده مهارت اساسی زندگی را تدوین نموده است کهدانستن آنها از ضروریات داشتن یک زندگی شاد
و رضایت بخش است. اولین مهارت عنوان شده در این مجموعه ده گانه مهارت های زندگی ، مهارت ارتباط مؤثر می باشد. زیرا
نقش ارتباط بسیار مهم تر و پر رنگ تر از بقیه است.
تا زمانی که ما نتوانیم ارتباط درست و مؤثر برقرار کنیم قادر نخواهیم بود به اهداف و برنامه های دیگر خود برسیم. کسب این
مهارت نیز همچون مهارت هایی مانند آشپزی، رانندگی، شنا و ... یادگرفتنی و اکتسابی است. ما می توانیم با آموزش صحیح و با
تکرار و تمرین بر این مهارت مسلط شویم.
وقتی اعضای خانواده بتوانند به راحتی با یکدیگر ارتباط برقرار کنند و با همدیگر صحبت کنند و خوب به صحبت های همدیگر گوش
دهند و بتوانند به آسانی، نیازها و خواسته ها و انتظارات خود را برای یکدیگر بیان کنند، در همین مرحله بسیاری از مشکلات به
خودی خود محو خواهند شد. و بعد از این مراحل ما می توانیم با استفاده از مهارت های دیگری چون مدیریت هیجان ها و حل مسئله
مشکلات حاشیه ای خود و خانواده خود را حل کنیم.
متاسفانه بسیاری از مشکلات موجود در خانواده ها، به خاطر ایجاد سوء تفاهم یا نداشتن ارتباط است.
گاهی بین اعضای یک خانواده، گفتگو بسیار کم دیده می شود و زمان زیادی را صرف با هم حرف زدن و با هم بودن نمی کنند. یا
اگر گفتگویی هم باشد به درستی ارسال و انتقال پیام صورت نمی گیرد و سوء تفاهم ایجاد می شود. و همین امر باعث دوری اعضای
خانواده از یکدیگر خواهد شد.
تا زمانی که ما لب به سخن نگشاییم، نمی توانیم نیازها و خواسته ها و آرزوها و انتظارات و احساسات و هیجان ها و اطلاعات خود
را به دیگران منتقل کنیم. و در نتیجه نباید انتظار داشته باشیم دیگران در برابر ما عکس العمل درستی نشان دهند.
وقتی ما بتوانیم آن چه در درونمان است به درستی نمایش دهیم، می توانیم از اطرافیان خود انتظار داشته باشیم ما را در مسیر زندگی
همراهی کنند.
در خانواده هایی که بینشان گفتگو صورت می گیرد افراد از دردها و آرزوها و اهداف و علایق و تنفرات یکدیگر مطلع می شوند. و
با چنین شناخت هایی می توانند بهتر همدلی و مشارکت را تجربه کنند.
ولی در خانواده هایی که حرف زدن رایج نیست و هر کسی در لاک تنهایی خود به سر می برد و افراد مکنونات درونی خود را
آشکار نمی کنند قاعدتا" شناختی هم صورت نمی گیرد و علاقه ای هم برای همراهی و همدلی وجود نخواهد داشت.
و بالطبع فاصله ها زیاد شده و بین اعضای خانواده سردی و بی مهری احساس می شود.
در خانواده هایی که گفتگو جزئی از برنامه های زندگیشان است، اصولا" گرمی، شادابی، نشاط، شوخ طبعی، تفریح و لذت، هیجان و
انگیزه بیشتر دیده می شود. که همه اینها نشانه هایی از سلامت روان حاکم بر خانواده سالم می باشد.
در چنین خانواده هایی افراد مهربان، با گذشت و با اراده و با اعتماد به نفس تربیت می شوند. که هم می توانند بر مشکلات خود فائق
آیند و هم می توانند مددکار و یاری رسان دیگران باشند.
این چنین خانواده هایی اصولا" روابط گسترده تری با اقوام دیگر و دورتر خود نیز دارند و خانواده های گسترده تری هستند.
معاشرت بیشتری با دیگران دارند وازتعامل با دیگران لذت می برند.
با این تفاسیر توصیه می شود، هر روز در هر شرایطی که هستید حداقل روزی نیم ساعت هم که شده افراد خانواده دور هم جمع
شوید و با هم صحبت کنید. سوژه مورد مکالمه مهم نیست، فقط با هم حرف بزنید. از خودتان بگویید از احساساتتان ، آرزوها و
اهدافتان، از ترس ها و مشکلاتتان بگویید. در مورد مسائل سیاسی یا اقتصادی یا فرهنگی صحبت کنید. کتابی را که خوانده اید یا
فیلمی را که دیده اید خلاصه اش را تعریف کنید. مهم فقط این است که بین اعضای خانواده ارتباط کلامی برقرار شود. هر چه بیشتر
بهتر. زیرا ارتباط بیشتر یعنی محبت بیشتر.
به قول مرحوم خسرو شکیبایی در سریال خانه سبز:
" حرف سرچشمه زلال محبت است."

نسرین ابراهیم زاده

ذهن آگاهی

 | تاریخ ارسال: 1399/10/25 | 
ذهن آگاهی  (mindfulness)
ذهن آگاهی یا حضور ذهن، به معنای آگاهی از افکار، رفتار، هیجانات و انگیزه‌ها است. به طوری که بهتر بتوانیم آن‌ها را مدیریت و تنظیم کنیم. به عبارت دیگر ذهن آگاهی به معنای توجه کردن به شیوه‌ای خاص است و متمرکز بر لحظه ی  حال می باشد و تلاش دارد شخص را از گذشته و آینده به سوی حال بیاورد.
ذهن آگاهی به ما می‌گوید که انسان برای آرامش و دور کردن نگرانی‌ها و اضطراب‌ها، لازم است تا با جریان مستمر و لحظه به لحظه زندگی رابطه‌ای عمیق و واقع گرایانه برقرار کند. نمود عملی این مفهوم را برخی با تمرین‌هایی همراه با تمرکز و دقت کردن به حواس پنجگانه در درک عمیق و با آرامش لحظه‌ها و لذت‌ها توصیه می‌کنند.
چند پیشنهاد در مورد فعالیت های ذهن آگاهی مناسب برای کودکان:
۱-  توصیف احساسات:
با کودک در یک دایره بنشینید و از وی بخواهید احساسات مختلف را توصیف کند. وقتی عصبانی هست، خوشحال هست یا نگران هست، چه حسی دارد؟ شما می توانید به او پیشنهاد دهید تا احساسات خود را به عنوان رنگ یا نوع آب و هوا تجسم کند. مثلا هر وقت احساس بد داشت آن را مشاهده کند و  آن احساس خود را مثل ابری که در حال گذر است نگاه کند.
 
۲- حلقه گوش دادن:
کودک خود را به سفری کوتاه یا یک پارک محلی و یا به طبیعت ببرید. در یک دایره بنشینید و از کودک بخواهید صداهای مختلف را گوش دهد و زمانی که صدایی را شنید، دست خود را بالا ببرد.
۳- کیسه بافت های متفاوت:
مجموعه ای از اشیاء با اشکال و بافت های مختلف را درون یک کیسه قرار دهید. به کودک کمک کنید تا یکی از اشیاء را در دست بگیرد و آن را احساس کند و برای شما توضیح دهد( بدون اینکه به آن نگاه کند).
۴- آرامش یا تجسم هدایت شده :
به کودک کمک کنید تا روی زمین و روی تشک های راحت دراز بکشد. او را از طریق یک تمرین آرامش بخش( به عنوان مثال تمرکز روی تمام عضلات خود ) یا داستان تجسمی (به عنوان مثال تصور کند که در یک ساحل دراز کشیده است ) هدایت کنید.
 
۵- نفس کشیدن ذهن:
روش های مختلفی برای تمرین تنفس ذهن با کودکان خردسال وجود دارد. بهتر است با برخی از تکنیک ها ترکیب شود مثلا هنگام تنفس هنگامی که با یک دست می شمارید، دست دیگر را روی شکم کودک قرار دهید تا متوجه ورود و خروج هوا شود.
۶- اسکن بدن:
یکی از تمرینات ذهن آگاهی دیگر این است که، به کودک بگویید در جایی بنشیند و به صورت ذهنی بدن خود را اسکن کند. یعنی از فرق سر تا انگشتان پا بررسی کند و فقط مشاهده گر حس بدن خود باشد.
۷- سپاس ذهن آگاهی:
وقتی اتفاق خوبی برای او می افتد، توقف کند و سپاس بگوید.
۸ - ذهن آگاهی مهربانی با خود:
کودک خود را در آغوش بگیرد و از خود سپاس گذار باشد و نسبت به خود مهربان باشد.
نجمه صیام پور
روانشناس و درمانگر

دکتر مصطفی تبریزی

علیرضا تبریزی

تماشاخانه

کلمات کلیدی

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مرکز مشاوره و خدمات روانشناختی روزبه می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2021 All Rights Reserved | Roozbeh Psychological Counseling Center

Designed & Developed by : Yektaweb