سندرم پای بیقرار؛ علل، علائم و درمان

 | تاریخ ارسال: 1399/11/19 | 
 سندرم پای بیقرار؛ علل، علائم و درمان
 
سندروم پای بیقرار (RLS) نوعی اختلال خواب است که احساس ناخوشایندی را در اندام‌ها و بویژه در پاها ایجاد می‌کند و فرد مبتلا به این بیماری در پاهای خود احساس ناخوشایندی دارد. این احساسات ناخوشایند موجب می‌شود که فرد تمایل شدیدی به حرکت دادن عضو درگیر داشته باشد. این حالت موجب
بی خوابی می‌شود و به همین دلیل این بیماری از اختلالات خواب به‌شمار می‌رود.
گاهی سندرم پای بیقرار به دلیل مشکلاتی که برای فرد ایجاد می‌کند، موجب
اضطراب و افسردگی می‌شود. هرچه مدت طولانی‌تری این شرایط را داشته باشید، مشکل شما وخیم‌تر می‌شود و حتی ممکن است که بیماری به سایر بخش‌های بدن مانند بازوهای‌تان نیز گسترش پیدا کند. شدت سندرم پای بیقرار از خفیف تا شدید متغیر است. شدت این بیماری به تناوب و شدت بروز علائم، میزان بهبود علائم پس از راه رفتن و حرکت کردن و میزان ناراحتی ایجاد شده توسط علائم این بیماری بستگی دارد. از هر ۱۰ نفر ۱ نفر در دوره‌ای از زندگی خود درگیر این بیماری می‌شود.بیشتر موارد سندرم پای بیقرار با گذشت زمان خودبه‌خود برطرف می‌شوند یا با ایجاد تغییرات ساده‌ای در سبک زندگی رفع می‌شوند.
با بررسی مدارک علمی درباره این سندرم به موارد زیر می توان اشاره نمود:
۱-سندرم پای بیقرار می‌تواند اولیه یا ثانویه باشد.
۲-بسیاری از افراد می‌توانند بیماری خود را در خانه درمان کنند.
۳-این بیماری معمولا به دلیل ترکیبی از عوامل روانی و جسمی ایجاد می‌شود.
۴-احتمال بروز این بیماری در زنان در طول
دوران بارداری بیشتر است.
علائم سندرم پای بیقرار
علائم سندروم پای بیقرار معمولا زمانی بروز می‌کند که فرد در فضای محدودی مانند صندلی هواپیما یا سینما در حالت استراحت قرار دارد یا برای خواب به رخت‌خواب رفته است. علائم این بیماری معمولا هنگام شب ظاهر می‌شود.
سندروم پای بیقرار موجب می‌شود که فرد به سختی به خواب برود یا بارها از خواب بیدار شود، درنتیجه در طول روز
احساس خستگی می‌کند. این احساس خستگی روی یادگیری، کار، تمرکز و انجام وظایف و فعالیت‌های معمول اثر می‌گذارد. گاهی کم خوابی درنهایت منجربه نوسانات خلقی، تحریک‌پذیری، افسردگی، ضعیف شدن سیستم ایمنی بدن و سایر مشکلات جسمی و روانی می‌شود.
فردی که به سندرم پای بیقرار مبتلاست احساس عجیب و ناخوشایندی را در پاها و گاهی در بازوهای خود حس می‌کند و تمایل شدیدی به حرکت دادن آنها دارد. افراد مبتلا به این بیماری معمولا این احساسات را به‌صورت تیرکشیدن، سوزش، دمر خوابیدن، خزیدن یک حشره زیر پوست، حالتی شبیه شوک‌های الکتریکی،
خارش پوست، تقلا کردن و مورمور شدن توصیف می شوند. تنها راه رهایی از این حس ناراحتی، حرکت دادن پاهاست. این احساسات معمولا زمانی بروز می‌کنند که فرد در حال استراحت یا غیرفعال است و فقط درطول شب رخ نمی‌دهند. این علائم معمولا در هنگام غروب یا شب بدتر می‌شوند و ممکن است که برای مدت کوتاهی در صبح آرام شوند.
انواع سندرم پای بیقرار
دو نوع اصلی سندرم پای بیقرار عبارت است از: سندرم پای بیقرار اولیه یا ایدیوپاتیک (idiopathic)، با علت ناشناخته) و سندرم پای بیقرار ثانویه.
سندرم پای بیقرار اولیه یا ایدیوپاتیک
در سندرم پای بیقرار اولیه یا ایدیوپاتیک، علت بروز بیماری مشخص نیست. سندرم پای بیقرار ایدیوپاتیک رایج‌ترین نوع این بیماری است و ویژگی‌های زیر را دارد:
۱-معمولا قبل از سن ۴۰ سالگی شروع می‌شود.
۲-گاهی در دوران کودکی شروع می‌شود.
۳-گاهی علت آن ژنتیکی است.
۴-وقتی سندرم پای بیقرار شروع می‌شود، معمولا تا آخر عمر ادامه پیدا می‌کند.
۵-گاهی این علائم پراکنده است یا به‌تدریج بدتر شده و با گذشت زمان شایع‌تر می‌شود.
۶-در موارد خفیف ممکن است که فرد برای مدتی طولانی هیچ علائمی نداشته باشد.
سندرم پای بیقرار ثانویه
اختلال ثانویه، اختلالی است که توسط بیماری یا شرایط پزشکی دیگری ایجاد می‌شود. سندرم پای بیقرار ثانویه معمولا پس از سن ۴۵ سالگی شروع می‌شود و ارثی نیست. این انواع سندرم پای بیقرار کاملا متفاوت هستند، زیرا:
۱-شروع آنها ناگهانی است.
۲-علائم معمولا با گذشت زمان بدتر نمی‌شود.
۳-ممکن است که علائم شدیدتر باشد.
بیماری‌ها و شرایط پزشکی که علت سندروم پای بیقرار ثانویه و موجب بروز آن هستند عبارت است از:
دیابت، کمبود آهن، نارسایی مزمن کلیه، بیماری پارکینسون؛، نوروپاتی، بارداری و آرتریت روماتوئید.
روشن نیست که سندرم پای بیقرار دقیقا چطور رخ می‌دهد. اما ممکن است که این بیماری با عملکرد
دوپامین در بدن مرتبط باشد. دوپامین پیام‌رسانی عصبی است که در کنترل حرکات عضلانی نقش مهمی دارد. بعضی از داروها مانند مهارکننده‌های انتخابی بازجذب سروتونین و داروهای ضدافسردگی موجب بروز سندرم پای بیقرار می‌شوند. این داروها بر فعالیت دوپامین اثر می‌گذارند. این بیماری با بارداری نیز مرتبط است و حدود ۲۰٪ از زنان درطول سه‌ماهه‌ی آخر دوره‌ی بارداری خود دچار سندرم پای بیقرار می‌شوند. البته دلایل این ارتباط روشن نیست.
سندروم پای بیقرار در دوران بارداری
زنانی که قبل از بارداری نیز به سندرم پای بیقرار مبتلا بوده‌اند، ممکن است که درطول دوران بارداری علائم و نشانه‌های بیماری آنها بدتر شود. البته بارداری به خودی خود می‌تواند منجر به سندرم پای بیقرار شود. معمولا علائم بیماری با گذشت زمان درطول دوران بارداری بدتر می‌شود و به‌ویژه در سه‌ماهه‌ی سوم احتمال بروز علائم بیشتر است. دلیل افزایش بروز سندرم پای بیقرار در طول دوران بارداری مشخص نیست، ولی عواملی نظیر سطح پایین مواد معدنی یا ویتامین‌هایی مانند آهن و
فولات (یا اسید فولیک یا ویتامین )، کم‌خوابی ناشی از تغییرات ایجاد شده در بدن و احساس ناراحتی،تغییرات و اختلالات هورمونی و افزایش تحریک‌پذیر حواس در این مسئله نقش دارند.
بروز این بیماری درطول دوران بارداری به شکل گسترده‌ای مطالعه و بررسی نشده است. بعضی از درمان‌های دارویی خارج از بارداری نیز، مانند روتیگوتین، از داروهای جدید درمان بیماری پارکینسون که از آن در درمان بیماری سندرم پای بیقرار نیز استفاده می‌شود) و گاباپنتین، دارویی که ابتدا برای
درمان صرع توصیه شد، ولی اکنون برای موارد مختلفی مانند کاهش درد، به‌ویژه دردهایی با منشا عصبی مانند کمردرد و سردرد استفاده می‌شود، از نظر ایمن و بی‌خطر بودن استفاده از آنها در زنان باردار بررسی و ارزیابی نشده‌اند.
معمولا درمان‌های رفتاری مانند ورزش ملایم و داشتن الگوی خواب سالم اولین درمان‌هایی است که برای زنان باردار توصیه می‌شود. اگر سطح آهن بیمار پایین باشد و تصور شود که این مسئله موجب سندرم پای بیقرار شده است، تجویز مکمل‌های خوراکی آهن درطول بارداری خطری ایجاد نمی‌کند. در موارد شدیدتر کمبود آهن، از غلظت‌های بالاتری از آهن به‌صورت داخل وریدی و با استفاده از سرم استفاده می‌شود. اگر علت دیگری وجود دارد که نیازمند درمان دارویی است و درمان‌های فوق اثرات موردنظر را ندارند، برای کاهش ریسک باید داروها در کمترین دُز ممکن تجویز شوند.
درمان سندرم پای بیقرار
۱-برطرف کردن علت‌های بالقوه
نخستین گام در درمان سندرم پای بیقرار فهمیدن این مسئله است که آیا عاملی موجب بروز این مشکل شده است. البته گاهی سندرم پای بیقرار با چیزهایی (مانند عوامل ژنتیکی یا بارداری) مرتبط است که تاحد زیادی از کنترل شما خارج‌اند، ولی عوامل دیگری نیز وجود دارد که می‌توان آنها را برطرف کرد. این عوامل شامل عادت‌های روزانه، داروهایی که مصرف می‌کنید، مشکلات سلامتی یا سایر عوامل محرک است.
عادت‌هایی مانند مصرف
کافئین، الکل و تنباکو موجب تشدید علائم سندرم پای بیقرار می‌شود. بنابراین کاهش مصرف این مواد به کاهش علائم سندرم پای بیقرار کمک می‌کند.
۲-دارو درمانی:
بعضی از داروها موجب بروز یا بدتر شدن علائم سندرم پای بیقرار می‌شوند، از جمله: آنتی‌هیستامین‌ها، داروهای ضد
تهوع، داروهای ضدروان پریشی، مهارکننده‌های انتخابی بازجذب سروتونین و داروهای ضدافسردگی سه‌حلقه‌ای.
۳-رعایت بهداشت خواب برای کمک به درمان سندرم پای بیقرار
رعایت موارد بهداشت خواب (sleep hygiene) اهمیت بسیار زیادی دارد، زیرا خستگی موجب بدتر شدن علائم می‌شود. به‌طورکلی داشتن عادت‌های خواب مناسب برای افرادی که دچار اختلال‌های خواب مانند سندرم پای بیقرار هستند، اهمیت بیشتری دارد. البته خواب مناسب علائم سندرم پای بیقرار را برطرف نمی‌کند، ولی موجب می‌شود کمبود خواب ناشی از بیماری خود را جبران کنید. با رعایت نکات زیرا تا جای ممکن می‌توانید خواب راحتی داشته باشید:
  • هرشب در ساعت مشخصی به رخت‌خواب بروید و هر روز صبح نیز در ساعت مشخصی از خواب بیدار شوید.
  • اتاق خواب خود را خنک، آرام و تاریک کنید.
  • استفاده از عواملی را که مانع خواب می‌شوند (مانند تلویزیون و تلفن) در اتاق خواب‌تان به حداقل برسانید.
  • ۲ تا ۳ ساعت پیش از خواب به هیچ صفحه نمایشی نگاه نکنید. زیرا نور آبی این صفحه‌های نمایش موجب بر هم خوردن ریتم‌ شبانه‌روزی شما می‌شود. ریتم شبانه‌روزی به شما کمک می‌کند چرخه‌ی خواب طبیعی خود را حفظ کنید.
  • یک ساعت قبل از خواب میزان نور محیطی را که در آن قرار دارید کاهش دهید.
  • از مصرف نوشیدنی‌های محرک مانند قهوه یا نوشیدنی‌های شیرین پرهیز کنید.
  • از مصرف الکل و تنباکو پرهیز کنید یا مصرف آن را کاهش بدهید.
۴-مصرف مکمل‌های آهن و ویتامین
کمبود آهن یکی از دلایل اصلی سندرم پای بیقرار است. مطالعات فراوانی نشان داده است که مصرف مکمل‌های آهن به کاهش علائم سندرم پای بیقرار کمک می‌کند. با یک آزمایش خون ساده به‌راحتی می‌توانید کمبود آهن را بررسی کنید. بنابراین اگر فکر می‌کنید دچار کمبود آهن هستید با پزشک خود صحبت کنید. اگر نتیجه‌ی آزمایش خون و بررسی کمبود آهن مثبت باشد، پزشک مصرف مکمل‌های خوراکی آهن را به شما توصیه می‌کند. این مکمل‌ها را به‌راحتی می‌توانید از داروخانه‌ای در محل زندگی‌تان تهیه کنید. در بعضی موارد ممکن است به تزریق داخل وریدی آهن نیاز داشته باشیم.
از سوی دیگر مطالعات نشان می دهند که مصرف منیزیم موجب کاهش علائم بی‌خوابی در بیماران مبتلا به سندرم پای بیقرار می‌شود. مصرف منیزیم روش درمانی مفیدی برای افراد مبتلا به PLMD است. منیزیم در غلات کامل، مغزها و سبزیجات برگ‌سبز وجود دارد. بعضی عقیده دارند که اسپری کردن روغن منیزیم روی اندام درگیر مفید است. البته نباید بدون مشورت با پزشک این کار را انجام بدهید.
کمبود ویتامین D نیز می‌تواند با سندرم پای بیقرار مرتبط باشد. در مطالعه‌ای در سال ۲۰۱۴ مصرف مکمل‌های ویتامین D موجب کاهش علائم بیماری در افراد مبتلا به سندرم پای بیقرار و کمبود ویتامین D شد. مصرف مکمل‌های ویتامین C و ویتامین E در افرادی که همودیالیز می‌شوند، به کاهش علائم سندرم پای بیقرار کمک می‌کند. هیدراته نگه داشتن بدن نیز مفید است. برای این منظور باید درطول روز مقدار زیادی آب بنوشید و از مصرف کافئین و الکل پرهیز کنید.
۵- ورزش
ورزش به شما کمک می‌کند حس بهتری داشته باشید و استفاده‌ی بیشتر از پاها به کاهش علائم کمک می‌کند. اگر سبک زندگی بی‌تحرکی دارید، پیاده‌روی به‌جای رانندگی، شرکت کردن در یک رشته‌ی ورزشی یا تمرین دادن پاها در باشگاه برای شما مفید است. به گفته‌ی مؤسسه‌ی ملی بهداشت، ورزش متعادل به کاهش علائم خفیف سندرم پای بیقرار کمک می‌کند. فعالیت بدنی به بهبود خواب کمک می‌کند، به نظر می‌رسد که ورزش، درمانی طبیعی برای افراد مبتلا به سندرم پای بیقرار است. هرچند ورزش و فعالیت بدنی به تسکین سندرم پای بیقرار کمک می‌کند، ولی گاهی موجب تشدید آن نیز می‌شود. برای بیشتر بیماران ورزش ملایم مفید است، ولی ورزش بیش‌ازحد موجب بدتر شدن علائم بیماری می‌شود.
۶-یوگا و تمرینات کششی
یوگا و تمرینات کششی نیز مانند سایر انواع ورزش برای افراد دچار سندرم پای بیقرار مفید است. استرس موجب بدتر شدن سندرم پای بیقرار می‌شود، بنابراین انجام تکنیک‌های تمدد اعصاب و تمرین‌هایی مانند یوگا، مراقبه و تای چی بسیار مفید است. در مطالعه‌ای ۸ هفته‌ای در سال ۲۰۱۳ که روی ۱۰ زن انجام شد، یوگا موجب کاهش علائم سندرم پای بیقرار در آنها شد. یوگا به بهبود روحیه و کاهش استرس آنها نیز کمک کرد و این مسئله نیز به نوبه‌ی خود موجب بهبود خواب آنها شد. در مطالعه‌ای در سال ۲۰۱۲ یوگا موجب بهبود خواب در ۲۰ زن مبتلا به سندرم پای بیقرار شد. در مطالعه‌ی دیگری نیز تمرینات کششی بهبود قابل‌توجهی را در علائم سندرم پای بیقرار افرادی ایجاد کرد که همودیالیز می‌شدند.
۷-ماساژ
ماساژ دادن ماهیچه‌های پا به کاهش علائم سندرم پای بیقرار کمک می‌کند. موسسه‌ی ملی بهداشت و بنیاد ملی خواب ماساژ را به‌عنوان درمانی خانگی پیشنهاد می‌دهد. گرچه پژوهش‌های فراوانی انجام نشده است که ماساژ را به‌عنوان درمانی برای سندرم پای بیقرار توصیه کند، ولی مطالعه‌ای موردی در سال ۲۰۰۷ مزیت‌های استفاده از ماساژ را نشان داد. در مطالعه ای علائم سندرم پای بیقرار او پس از ۲ جلسه ماساژ کاهش یافت و تا ۲ هفته پس از پایان دوره‌ی ماساژ درمانی به حالت قبلی بازگشت نداشت. این مطالعه نشان داد، افزایش آزادسازی دوپامین درنتیجه‌ی ماساژ می‌تواند دلیل این مزیت‌ها باشد. ماساژ موجب بهبود گردش خون نیز می‌شود. بنابراین بهبود گردش خون نیز می‌تواند یکی از دلایل اثرات مثبت آن بر سندرم پای بیقرار باشد. مزیت دیگر ماساژ تاثیر آن بر تمدد اعصاب و آرامش است و آرامش نیز موجب بهبود خواب می‌شود. برای کاهش علائم بیماری می‌توانیم از حمام گرم نیز استفاده کنیم. زیرا حمام گرم به آرام کردن عضلات و کاهش شدت علائم کمک می‌کند.
۸-طب سوزنی
طب سوزنی در درمان بسیاری از مشکلات سلامتی ازجمله سندرم پای بیقرار مفید است. در مطالعه‌ای در سال ۲۰۱۵ روی ۳۸ زن مبتلا به سندرم پای بیقرار که به مدت ۶ هفته با طب سوزنی تحت درمان قرار گرفتند، فعالیت‌های غیرطبیعی پای آنها که ناشی از سندرم پای بیقرار بود، تاحد زیادی کاهش یافت. البته برای استفاده از طب سوزنی به‌عنوان درمانی قابل اعتماد برای سندرم پای بیقرار به پژوهش‌های بیشتری نیاز داریم.
۹-رواندرمانی
رواندرمانی به عنوان یک درمان مکمل در کنار درمانهای فوق می تواند در بهبود این اختلال کمک کننده باشد. تکنیک های رفتار درمانی  شناختی، مایندفولنس (حضور پویا در لحظه)، هیپنوتراپی، روان تحلیلی عمقی  و درمان مبتنی بر تعهد و پذیرش می توانند در این مسیر بسیار کمک کننده عمل کنند.
 


 امیر لطفی حقیقت
دانش آموخته دکتری مشاوره و رواندرمانگر

 
 

رابطه ی شادی و اخلاقی زیستن

 | تاریخ ارسال: 1399/12/20 | 
شادی حقیقی با ویژگی هایی مانند آرامش، امیدواری، امنیت درونی، خوش بینی، خشنودی، عزت نفس و صلح درونی همراه است. به نظر میرسد بین شادی، به این معنا، و اخلاقی زیستن نسبت مستقیمی وجود دارد. یعنی انسانی که شادمان باشد، لزوما خیرخواه، مهربان، شکیبا، آسان گیر و اهل مداراست.

مژگان آذرخش
روانشناس

سرکوب دردهای کودکی

 | تاریخ ارسال: 1399/12/20 | 
سرکوب دردهای کودکی نه تنها بر زندگی شخصی بلکه بر تابوهای کل جامعه نیز اثر میگذارد. جریان معمول زندگینامه ها نیز این را به وضوح نشان میدهد. مثلا با خواندن شرح حال هنذمندان مشهور چنین برداشت میکنیم که زندگی آنان در دوران بلوغ شروع شده است. به ما گفته می شود دوران کودکی آنها "شاد"، "راضی"، "خالی از دردسر" یا "مملو از محرومیت" و یا "الهام بخش" بوده است.
منبع: کودک فراموش شده

دکتر نرگس رحمانی
روانشناس فردی،کودک و نوجوان 

 

درمان اختلال وسواسی_اجباری

 | تاریخ ارسال: 1399/10/6 | 
درمان اختلال وسواسی_اجباری

روان درمانی ERP
Exposure and reaction prevention therapy
رایج‌ترین و موفق ترین درمان برای OCD, این درمان دو عنصر دارد، بخش اول مواجهه کردن تدریجی فرد با موقعیت و افکاری است که باعث رنج او می شوند. که می تواند در موقعیت واقعی (in vivo),یا موقعیت تجسمی(imaginary) باشد. درمان به شکل تدریجی و برنامه ریزی شده است و آنقدر فرد در معرض محرک ها قرار می گیرد تا رنج آنها به طور قابل توجهی کاهش یابد. بخش دوم این روش درمانی واکنش هاست که در OCD شامل رفتارهای منظم و مرتب و ریچوال های خاصی است که انجام می دهد، که برای پیشگیری از ریچوال ها از رفتار های جایگزین معکوس کردن عادت و یا تغییر و تعدیل ریچوال ها استفاده می کنند. این روش به مراجع کمک می کند که اضطرابش را کنترل کند، تقویت منفی را از بین می برد و باورهای غلط و مزاحم را بی اعتبار می کند.
ERP روش درمانی بسیار موثر و مفید و طولانی اثر است.
 
رواندرمانی شناختی _رفتاری (CBT)
هدف این روش تغییر باورهای غلط درباره ترس ها، افکار و اهمیت کارهای تکراری است. باورهای غلط در OCD شامل : ارزیابی مسولیت، اهمیت زیاده از حد افکار(یکی دانستن فکر و عمل) ، بیش از حد بزرگ دانستن خطر.
 
دارودرمانی و Neurosurgery
روش سریع و ارزان برای درمان OCD دارودرمانی است. داروهای بازجذب سروتونین SSRI ها که باعث افزایش سطح سروتونین در مغز می شوند. وقتی روان درمانی با دارودرمانی همراه باشد، اثربخشی مثبت تر است.
 
 
آخرین راه حل نوروسرجری است که رایجترین روش سینگولوتومی که در آن جراح بعضی از سلول‌های واقع در دسته سینگولیت نزدیک جسم پینه ای را از بین می برند.

افسانه فرهمندیان
درمانگر کودک و نوجوان

دلایل فراموش کردن مطالبی که یاد گرفته ایم

 | تاریخ ارسال: 1399/12/12 | 
چرا فراموش میکنیم؟
دلیل اول: 
ما معمولا به انباشه کردن اطلاعات بیشتر از به کار بردن اطلاعات علاقه داریم.
یعنی ترجیح می‌دهیم کتابهای متعددی بخوانیم یا کلاسهای متنوعی شرکت کنیم اما خود را مقید نمیکنیم از آنچه خوانده ایم استفاده کاربردی کنیم در نتیجه به راحتی فراموش می‌کنیم.

دلیل دوم:
فیلترهای منفی ذهنی
وقتی با نگاه منفی نسبت به خودمان و توانایی‌هایتان شروع به مطالعه کنیم طبیعتا چیز زیادی یاد نخواهیم گرفت.
پس به خودتان برچسبهای منفی نزنید و این جملات را از ذهنتان پاک کنید؛ 
نمیتوانم!
فایده نداره!
 شانس ندارم!

دلیل سوم:
عدم پیگیری
مطالبی که یاد گرفته می‌شوند فقط زمانی در ذهن تثبیت میشوند که مرور شوند و اگر شما آنچه را خوانده اید در فواصل منظمی مرور نکنید همه زحمتی که کشیده اید از دست خواهد رفت.پس در برنامه مطالعه خود حتما زمانهای مشخصی برای مرور داشته باشید.
مثلا هرشب قبل از خواب آنچه خوانده اید یکبار به سرعت مرور کنید.

پریسا وثوقی
مشاور کودک و نوجوان-مشاور تحصیلی

اهمیت ثبت عملکرد روزانه برای یک مطالعه موفق

 | تاریخ ارسال: 1399/12/12 | 
از روزنگار تا برنامه ریزی
این مطلب برای کسانی است که دوست دارند در درسها موفق شوند اما در برنامه ریزی ضعیفند. برای کسانیکه دستشان با نوشتن قهر کرده و کارهایی که در ذهن دارند عملی نمیشود!
🔹اول از همه بدانیم که: 
۱.وقتی عملکرد روزانه خود را ثبت میکنیم ، هوشیارتر عمل میکنیم که باعث می‌شود احساس کنیم تسلط بیشتری روی خودمان داریم  و به عبارت دیگر باعث خودکنترلی بهتر ما میشود.
 پس باید شروع به نوشتن کنیم.
۲.اینکار کمک میکند از سردرگمی رها شویم  و توانایی ها و محدودیت‌های خود را بهتر بشناسیم.
۳.ثبت عملکرد باعث میشود نقطه شروع هر هدفی را بتوانیم مشخص کنیم.
۴.اینکار الگوهای مطالعاتی و نواقص کار ما را مشخص میکند.
🔹حالا باهم شروع به تمرین کنیم:
۱.به مدت یک هفته،هرروز در یک سررسید هرکاری را انجام می دهید تیتروار  یادداشت کنید (هرکاری از درس خواندن گرفته تا غذا خوردن و حمام و سریال و موبایل و....)

۲.از هفته دوم ، هرکاری را که انجام میدهید با قید کردن مدت زمان انجام آن یادداشت کنید.مثلا ۲ساعت و ۳۰ دقیقه فیلم ، ۴۰ دقیقه تلفن و....

۳.در پایان هرروز قبل از خواب کارهای را که لیست کرده اید طبقه بندی کنید تا ببینید سهم مطالعه شما چقدر بوده است.
(پس از یک هفته چشم اندازی خواهید داشت از روند مطالعه خود، که بسیاری از مشکلات را نشان میدهد از جمله میزان هدرروی زمان را )

۴.پس از سپری شدن این ۲ هفته آغازین ،حالا که دستتان به نوشتن بیشتر عادت کرده است میتوانید جدولی تهیه کنید ، که هم روزهای هفته را در آن مشخص کرده باشید و هم در بالای هر ستون به تناسب کارهایی که دارید عنوانی را نوشته باشید.
مثلا برای تک تک درسها یک ستون مجزا قرار دهید و یا ستونی برای تماشای تلویزیون یا ستونی برای کارهای شخصی و...‌‌.
حالا خود را مقید کنید که هر کاری که انجام میدهید در ستون خودش با قید مدت زمان یادداشت کنید.
شما  پس از یک هفته میتوانید به خوبی ببینید برای هر درس چقدر وقت صرف کرده اید و کل مطالعه هفتگی شما چقدر بوده است.

اینکار چشم انداز بسیار خوبی از مجموعه کارهای طی هفته به شما میدهد.
در این سه هفته شما به تجربه ارزشمندی دست پیدا کرده اید.
و 
حالا 
شما فقط یک قدم تا برنامه ریزی فاصله دارید و این کار مهم مشخص کردن کارها قبل از شروع آنهاست (برنامه ریزی یعنی ما قبل از شروع کارهای روزانه تصمیم بگیریم که چه کارهایی را میخواهیم انجام دهیم و به آن زمان دهیم.)
پس در شروع هفته چهارم با همین رویکرد شروع به نوشتن کارهایی که در نظر دارید نمایید و خود را مقید کنید به اجرای آنها.

در مطالب بعدی با اصول برنامه ریزی آشنا خواهید شد.

پریسا وثوقی

مشاور کودک و نوجوان-مشاور تحصیلی

شیوه مطالعه انباشتی تکراری

 | تاریخ ارسال: 1399/12/12 | 
روشی مناسب برای یادگیری دروس حفظی

یادگرفتن خوب یک مطلب وابستگی زیادی به شیوه صحیح مطالعه آن دارد. یکی از این شیوه ها، روش انباشتی تکراری است.
در این روش اگر یک درس را در نظر بگیرید که دارای چند تیتر فرعی است (تیترهای کوچک در بین متن) ، بعد از یکبار مطالعه روزنامه وار کل متن باید هر تیتر و مطالبش را یکبار دیگر با دقت بالا بخوانید و با روشهایی مثل طرح سوال و خلاصه نویسی و...  روی آن مطلب مسلط شوید
سپس میتوانید  به سراغ تیتر دوم بروید و همین کار را مجددا تکرار کنید.
حالا یکبار از ابتدای درس آنچه در این دو تیتر خوانده اید یکبار دیگر از نو بخوانید و بعد تیتر سوم را به همین سبک مطالعه کنید و وقتی یاد گرفتید دوباره از اول هر سه بخش را از نو مطالعه کنید و الی آخر.
یعنی در اصل باید بعد از خواندن هر بخش از ابتدای درس یکبار مرور کنید و به همین خاطر این اسم روی این روش گذاشته شده که هر چقدر مطلب بیشتری خوانده و انباشه میشود باید از نو تکرار شود.

مزیت های این روش: 

۱.درک مطلب بالا بخاطر حفظ پیوستگی مطالعه
۲.افزایش تمرکز به علت فعال بودن یادگیری 
۳.مرور های بسیار در حین مطالعه
۴.تثبیت یادگیری

نکته مهم ، این شیوه با وجود اینکه ظاهرا وقت گیر است در عمل به سرعت قابل اجراست پس نگران انجامش نباشید و با تمرین آن فرصت یادگیری بهتر را برای خود ایجاد کنید.

پریسا وثوقی
مشاور کودک و نوجوان-مشاور تحصیلی

اختلال وسواس فکری

 | تاریخ ارسال: 1399/4/24 | 

اختلال وسواس فکری :
 

از دسته اختلالات اضطرابی مزمن است که با اشتغال ذهنی مفرط در مورد نظم و ترتیب و امور جزئی است، تا حدی که به از دست دادن و کارایی فرد می‌انجامد.
وجود وسواس‌های فکری یا عملی یا هر دو از خصوصیات این اختلال هست.
وسواس‌های فکری :
*
افکار، تمایلات یا تصورات راجعه و پایداری که در دوره‌ای از اختلال، به شکل مزاحم و ناخواسته تجربه شده و در اکثر افراد موجب اضطراب یا ناراحتی عمده گردند.
*
فرد تلاش می‌کند این افکار، تمایلات یا تصورات را نادیده گرفته یا سرکوب کند یا با پرداختن به افکار یا فعالیت‌های دیگر (مثل انجام یک وسواس عملی) ، خنثی سازد.
 

وسواس‌های عملی:
وسواس شامل احساس یا افکار ذهنیِ مزاحم است و اجبار شامل رفتاری آگاهانه و عودکننده‌است. ریشه بیماری وسواس اضطراب است. و بیماری به دو شکل فکری و عملی بروز می‌کند. چنانچه بیمار در برابر انجام عمل وسواسی مقاومت کند، اضطرابش بیشتر می‌شود. .

گاهی اوقات کودکان هم دچار وسواس می‌شوند که معمولاً نشانه‌های آن رفتارهای پرخاشگرانه ، تکرار کلمات یا لجبازی با اطرافیان است.
فرد مبتلا به اختلال وسواس فکری عملی برای کاهش اضطراب خود که ناشی از فکر مزاحم است، فعالیت دیگری انجام می‌دهد که اضطراب او را کاهش دهد.
تحقیقات نشان می‌دهد بین یک تا سه درصد جامعه ممکن است به اختلال وسواس فکری عملی است.
 
درمان شامل رواندرمانی شناختی  رفتاری، رفتاردرمانی و دارودرمانی است. این درمان‌های رفتاری اختلال وسواس اجباری شامل مواجهه و جلوگیری از پاسخ (ERP) است.

 

نگارنده: دکتر سعید توکلی

 

باورها

 | تاریخ ارسال: 1398/9/18 | 
کدام واقعیت قادر است نظر ما را تغییر بدهد؟ اکثر ما تصور می‌کنیم ذهن بی‌طرفی داریم و اگر استدلال مخالفی بر مبنای «داده‌ها» و «واقعیت‌های عینی» باشد، نظرمان را بدون لجبازی تغییر می‌دهیم. اما شاید مهمترین واقعیت این باشد که «ذهن صرفاً پیرو واقعیت‌ها نیست» و لجبازتر از چیزی است که اغلب خیال می‌کنیم.
ما مایلیم به شواهدی که در تقابل با باورهایمان هستند ارزش کمتری بدهیم و به شواهدی که در تأیید باورهایمان هستند بیشتر بها دهیم. حقایق و استدلال‌های ناخوشایند طرف مقابل را کنار می‌گذاریم. در نتیجه، عقایدمان مستحکم‌تر می‌شود و برهم‌زدن الگوهای تفکر موجود و پابرجا رفته‌رفته دشوارتر می‌شود
به این تلاش ذهن در اثبات خودش "سوگیری تاییدی" می گوییم
اگر به قدرت سوگیری تأییدی شک دارید، به دفعه آخری که چیزی را در گوگل جستجو کردید بیاندیشید. آیا هر لینک را با دقت خواندید تا تصویری عینی و وسیع از موضوع به دست بیاورید؟ یا نگاهی به نتایج انداختید تا لینکی بیابید که در تأیید نظر شما باشد؟ تعارف را کنار بگذاریم، بالاخره هرطور شده آن نتیجهٔ موافق را می‌یابید، به‌خصوص اگر مایل باشید تا صفحهٔ دوازده نتایج جستجوی گوگل جلو بروید
اگر واقعیت‌ها جواب نمی‌دهند پس چطور می‌شود نظری را تغییر داد؟ حال چه نظر خودمان یا نظر همسایه.
مهم ترین موضوع این است که راه گریزی به ذهن بدهید
ما تمایل نداریم به اشتباه‌ها اعتراف کنیم. در گریز از اعتراف به اشتباه، چنان وضعیت خود را پیچ‌وتاب می‌دهیم که یوگا کاران حرفه‌ای هم تحمل چنین پیچ‌وتابی را ندارند.
هویت تان را از باورهایتان جدا کنید
همگی ما هویت خود را در باورها و استدلال‌هایمان می‌بینیم.
این کسب‌وکار من است.
این مقالهٔ من است.
این ایدهٔ من است.
ولی مشکل اینجاست که وقتی باورهایتان با هویتتان گره می‌خورد، تغییر نظر می‌شود همان تغییر هویت و قبول این واقعاً سخت است.
باور کنید وقتی کسی با ما مخالف است به این دلیل نیست که آن‌ها در اشتباهند و ما برحقیم. بلکه آنها به چیزی باور دارند که ما نداریم.
از اتاق پژواک تان خارج شوید.
ما در یک اتاق پژواک نامتناهی زندگی می‌کنیم.دور و برمان را از افراد شبیه خودمان پر می کنیم.
 کسانی شبیه خودمان را در فیسبوک به لیست دوستانمان اضافه می‌کنیم. در توییتر افراد شبیه خودمان را فالو می‌کنیم. آن پایگاه‌های خبری را می‌خوانیم که فرکانس سیاسی‌شان با ما یکسان است.
همهٔ این‌ها یعنی عقاید ما اصلاً به آن میزان که باید تحت آزمون فشار قرار نمی‌گیرند.
با کسانی دوست شوید که با شما مخالفت می‌کنند. در محیط‌هایی قرار گیرید که عقایدتان به چالش کشیده شود، هرچند ناراحت و عجیب باشد.
در نهایت خودتان بپرسید:
 چه واقعیتی می‌تواند یکی از باورهای پابرجای من را تغییر دهد؟
اگر پاسخ این باشد که هیچ واقعیتی باور مرا عوض نخواهد کرد
باید بگویم که مشکلی دارید. شخصی که حتی با تغییری اساسی در واقعیت‌ها حاضر به تغییر نظرش نیست، به معنای دقیق کلمه یک جاهل متعصب است.


مهرنوش مهدیزاده
مشاور روابط عاطفی،فرزندپروری کودک و نوجوان
 

باهوش های آسیب دیده

 | تاریخ ارسال: 1399/1/27 | 
باهوش های آسیب دیده ،گاهی ملال انگیزترین و ناکام کننده ترین روابط عاطفی را دارند.  این گروه از  باهوشهای منطقی  احتمالا به توانایی منطقی خود افتخار می کنند تا جایی که شما به استقامت آنها غبطه می خورید و در مقابل آنها احساس ضعف می کنید. آنها از اینکه در موقعیت های سخت ارتباطی تحت تاثیر احساسات قرار نمی گیرند و منطقی عمل می کنند،خرسند به نظر می رسند. شاید هرگز ندانند که گاهی دیگران را با پاسخ های بیش از حد منطقی به مرز جنون می کشند. و حتی گاهی شما را به احساساتی بودن غیر ضروری محکوم می کنند. افراد مقابل آنها تصور می کنند برای احساسات آنها ارزشی قائل نیستند. اما واقعیت این است که در پس این منطق ظاهری ،آنها به شدت از هیجانات خودشان می ترسند. می ترسند اگر وارد قلمرو احساسات شوند،کنترل خود را از دست بدهند. نمی خواهند آزرده شوند  و جسارت درگیر شدن با عواطف را ندارند چون از دید آنها احساسات دردساز هستند همانطور که در سالهای اولیه رشد آنها اینگونه بوده است.
و آنها باهوش تر از آن هستند که یکبار دیگر خودشان را در معرض چنین تجارب دردناکی قرار بدهند. آنها در واقع با این روش از دید خودشان کنترل بیشتری بر اوضاع دارند اما فقط خودشان می دانند که در ماجرای گریز از عواطف،در خلوت خود ، چقدر مستعد احساس تشویش و بیقراری و دردهای جسمانی ناشی از فشار روانی هستند.

مهرنوش مهدیزاده

مشاور روابط عاطفی،فرزندپروری کودک و نوجوان

اهمیت سلامت روان

 | تاریخ ارسال: 1399/6/25 | 
متاسفانه مردم کشور ما اهمیت زیادی به سلامت روان نمی دهند. شاید این امر به دلیل نداشتن اطلاعات در این مقوله می باشد.
سلامت روان در تمام ابعاد زندگی نقش مهمی دارد. جامعه ای که سلامت روان دارد، ترافیک، قتل، جنایت، اعتیاد، طلاق و... در آن کمتر اتفاق می افتد. هم چنین سلامت روان در سلامت جسمانی نیز نقش بسزایی دارد. تحقیقات نشان داده اند که کسانی که سلامت روان دارند کمتر به بیماری های جسمانی مبتلا می شوند. برای مثال تحقیقات نشان داده اند استرس زمینه ابتلا به سرماخوردگی را بیشتر می کند و یا در پیشرفت بیماری ام اس نقش بسزایی دارد. همینطور نشان داده شده است سلامت روان در چاقی و یا بیماری هایی چون آلرژی و میگرن نقش دارد.
سلامت روان باعث ایجاد پایداری در برابر مشکلات می شود. افراد تاب آور و منعطف دارای سلامت روان بیشتری هستند.
برای مثال داشتن کودک معلول برای یک نفر دردناک و برای دیگر قابل تحمل می شود. یا در یک خانواده می بینیم یک نفر موفق و دیگری ناموفق می باشد. و اینها همه در گرو سلامت روان افراد است.
سازمان بهداشت جهانی در رابطه با سلامت روان دو هدف دارد. اول ارتقا و پیشگیری و دوم درمان و بهبودی.
بی شک نقش ارتقا و پیشگیری مهم تر است. و مقرون به صرفه تر نیز می باشد.
یکی از اصول مهم در رابطه با اصل ارتقا و پیشگیری آموزش مهارت های زندگی به افراد است. که سازمان بهداشت جهانی ده مهارت اصلی را به عنوان شاه کلید سلامت روان تعریف کرده است.
برنامه مهارت های زندگی، توانایی ایجاد روابط بین فردی مناسب و مؤثر، انجام مسئولیت های اجتماعی، انجام تصمیم گیری های صحیح، حل تعارض ها و کشمکش های بدون توسل به اعمالی که به خود یا دیگران صدمه می زنند، می باشد.
تعریف سازمان بهداشت جهانی در مورد سلامت روان: 
توانایی انجام رفتار سازگارانه و مثبت به گونه ای که فرد بتواند با چالش ها و ضروریات زندگی روزمره کنار بیاید.
مهارت های زندگی باعث ارتقا خودآگاهی، عزت نفس واعتماد به نفس می شود که این سه ، شاخص های توانمندی و موفقیت هر انسانی می باشند.
بسیاری از ما برای یادگیری مهارت هایی چون رانندگی، نقاشی، آشپزی و... وقت و پول هزینه می کنیم و به دنبال یادگیری این مهارت ها می رویم. ولی با توجه به این که همه ما دوست داریم عمری طولانی داشته باشیم و در زندگی شاد و موفق باشیم هرگز به این فکر نمی کنیم که برای خوب زندگی کردن نیز باید اصول و فنون و مهارت هایی را یاد بگیریم و به کار ببندیم تا بتوانیم یک زندگی خوب را تجربه کنیم. خوب زندگی کردن مهمترین هنر انسان می تواند باشد. بنابراین برای یادگیری این هنر باید اقدام کرد.
در کشورهای پیشرفته آموزش مهارت های زندگی در دوران پیش از دبستان به صورت رایگان و اجباری می باشد و خوشبختانه در کشور ما نیز اقداماتی در حال انجام است.
یادگیری این مهارت ها از سنین پایین بسیار بهتر است ولی در سنین بالاتر نیز امکان پذیر خواهد بود.
ما معتقدیم در هر سن و قشر و شغلی که هستید برای این که از زندگی خود لذت ببرید باید این مهارت ها را به کار بگیرید.
به خصوص خانم هایی که خانه دار هستند به دلیل فرسودگی هایی که شغل خانه داری به همراه دارد برای مقابله با مشکلات مختلف در زندگی باید این مهارت ها را بیاموزند.
این مهارت ها می تواند بیش از هشتاد درصد مشکلات افراد را حل کنند و مابقی مشکلاتی که در اختیار ما نیست را می توانیم به نحو درستی مدیریت کنیم.
تاکید ما بر این است که اطلاعات و دانش وقتی به عمل در آیند و کاربردی شوند مهارت می شوند و تاثیر دارند. وگرنه صرفا" داشتن یک سری دانش و اطلاعات کافی نخواهد بود.
از آنجایی که نقش زنان در مدیریت و تربیت خانواده بسیار زیاد است دانستن این مهارت ها برای مادران امری ضروری می باشد زیرا آنها می توانند این مهارت ها را عملا" به دیگر اعضای خانواده انتقال دهند. لذا از همسران می خواهیم اگر خواهان زندگی آرام و سعادتمندی هستید حتما" زنان خود را تشویق و حمایت کنید تا اقدام به یادگیری این مهارت ها به صورت حرفه ای نمایند.
ده مهارت اصلی به ترتیب عبارتند از:
۱- مهارت خودآگاهی
۲- مهارت همدلی
۳- مهارت برقراری ارتباط مؤثر
۴- مهارت روابط بین فردی سازگارانه
۵- مهارت تصمیم گیری
۶- مهارت حل مسأله
۷- مهارت تفکر انتقادی
۸- مهارت تفکر خلاق
۹- مهارت مقابله با هیجان ها
۱۰- مهارت مقابله با استرس

نقش مهارت ها در زندگی عبارتند از:
کسب دانش
یادگیری و تمرین
تغییر در نگرش و ارزش های مثبت
رفتار مثبت سالم
پیشگیری از مشکلات

کاربرد مهارت ها :
۱- تقویت اعتماد به نفس و احترام به خود
۲- مجهز شدن به روش های مقابله با استرس های محیطی و روانی
۳- تقویت و توسعه ارتباطات دوستانه و سالم
۴- ارتقاء سطح رفتارهای سالم و مفید اجتماعی
آموزش مهارت ها باعث پیشگیری از موارد زیر می شود:
۱- مصرف سیگار و مواد مخدر
۲- بروز اختلال های روانی و مشکلات روانی – اجتماعی
۳- خودکشی
۴- - رفتار خشونت آمیز 
۵- - شیوع ایدز
۶- بی بند و باری جنسی
۷-  افت عملکرد تحصیلی
این ها فقط موارد اندکی از مزایای نقش مهارت های زندگی در سلامت روان فرد و جامعه بود. امیدوارم خوانندگان محترم با مطالعات بیشتر ترغیب شوند به دنبال کسب این دانش و مهارت برای بهتر زیستن خود و خانواده و جامعه بروند.

نسرین ابراهیم زاده
زوج درمانگر و مشاور پیش از ازدواج

خصوصیات افراد خلاق

 | تاریخ ارسال: 1398/11/2 | 
افراد خلاق چگونه هستند؟
راه هایی را جست و جو می کنند که از طریق آن بتوانند فکر خود را به سوی ایده های نو و تازه هدایت نمایند.
به همه ی جوانب یک موضوع و مسئله توجه دارند.
در حل یک مسئله تمرکز حواس بیشتری را از خود نشان می دهند.  
فکرهایی بکر (دست نخورده و نو) را بیشتر از دیگران از خود نشان می دهند.
به راه حل هایی می اندیشند که ممکن است از دید دیگران اهمیت چندانی نداشته باشد.
از ربط ایده ها و تجربیات مختلف، نتایج جدیدی را می گیرند.
افکار و عقاید خود را به راحتی مطرح می کنند و از مواجه با عقاید مختلف استقبال می کنند.
برای حل مسایل و مشکلات راه های مختلف را بررسی و تا رسیدن به نتیجه دلخواه تلاش می کنند.
خود را محدود به نظرات دیگران نمی نمایند
همواره کنجکاو بوده و در جست و جوی اطلاعات جدید و نو هستند.
از قدرت تصویر سازی ذهنی بالایی برخودارند، تا حدی که به تفکرات خود ، عینیت می بخشند.
مثبت نگر و پرانرژی هستند.
معمولاً برای هر سؤالی آمادگی ارائه پاسخ های مختلف را دارند.
 
هدی آقایی
روانشناس

دلیل تراشی برای رفتار غیراخلاقی

 | تاریخ ارسال: 1399/1/25 | 
کار غیر اخلاقی مختص آدم صد درصد منفی نیست
کسایی که در خیلی از جنبه های زندگی آدم هایی موجه و کاملا اخلاق مدار هستن 
میتونن بعضی جاها غیراخلاقی ترین کار ممکن و انجام بدن
آدم ها برای اینکه بتونن کار غیر اخلاقی بکنن اول غیراخلاقی بودن اون کارو به شیوه های مختلف منتفی اعلام میکنن
🔸️روش اول:
به کارشون بار معنایی خاصی میدن مثل داستان "امر به معروف به هر قیمتی "
یا مثلا کتک زدن یک دزد تا سرحد مرگ 
🔸️روش دوم:
به رفتار غیر اخلاقی یه اسم دیگه میدن و اون کم اهمیت و عادی جلوه میدن 
مثل 
وقتی آدم ها دوست دارن با دوستانی از جنس مخالف معاشرت کنن و ازشون نوازش بگیرن ولی اسمش و میزارن "دوست اجتماعی"
یا از خیر رابطه ی عاطفی قبلی شون نمیتونن بگذرن و همچنان به زندگی همدیگه سرک میکشن و اسمش و میزارن 
"دوست معمولی"
🔸️روش سوم:
شدت کارشون با دیگران قیاس میکنن
و مصداق هایی از رفتارهای غیراخلاقی اونهارو پررنگ میکنن که رفتار غیر اخلاقی خودشون در برابرش گم میشه 
مثلا 
 کارت برای سوار شدن به اتوبوس نمیکشن و بعد میگن مملکت و دزد برداشته حالا مونده پول اتوبوس من؟
🔸️روش چهارم:
کسی رو که رفتار غیراخلاقی شون بهش صدمه زده مقصر جلوه میدن 
مثلا میگن بهش خیانت کردم ولی واقعا تقصیر خودش بود.اصلا به نیازهای من توجه نمیکرد
🔸️روش پنجم:
اختیار کارشون و از خودشون سلب میکنن.مثل وقتی ادم ها از جمله 
مامورم و معذور استفاده میکنن.
یا مثلا میگی کمک کن به این سیل زده ها میگه دولت خودش مقصره،داره بده،میتونه کمک کنه و....
🔸️روش ششم:
کسانی رو که در معرض رفتار غیراخلاقی قرار میگیرند رو کم اهمیت و محق این آسیب نشون میدن 
مثل برخورد بعضی ها با مهاجرین یا اقلیت ها و...
 
⚠️خلاصه که همه میتونیم کار غیراخلاقی بکنیم در عین حالی که آدم های صد در صد غیراخلاقی نیستیم 
فقط کافیه بتونیم این کارو واسه خودمون توجیه کنیم
🔴واسه خودمون مراقب توجیهات ذهنی مون باشیم
در مورد دیگران هم 
اگه موضوعی برامون مهمه کارهای غیراخلاقی شون و باور کنیم  
 حتی وقتی کلی کار اخلاقی دیگه انجام میدن که مارو تو تصمیم گیری در موردشون گیج میکنه

مهرنوش مهدیزاده
مشاور روابط عاطفی، فرزندپروری کودک و نوجوان

دنیای مجازی

 | تاریخ ارسال: 1399/1/25 | 
به کمک دنیای مجازی و تلفن هامون
فارغ از اینکه کجاییم و با چه کسی هستیم،دائما با دیگران در ارتباطیم
یعنی، دائما جایی هستیم بدون اینکه واقعا باشیم
وقتی داستان به اشتراک گذاشتن عکس ها و لحظه ها هم به مجموعه فعالیت های مجازی ما اضافه میشه
اتفاق خطرناک تری میفته
اینکه بارها و بارها از تجربه هامون فاصله بگیریم که گوشی هامون و دربیاریم و عکس بگیریم و ارسال کنیم
توانایی تمرکز و دقت طولانی مدت مارو به هم میزنه
⚠️مشغولیت بی وقفه با دنیای مجازی 
افکار مارو پراکنده،حافظه ی مارو ضعیف و مارو عصبی و مضطرب میکنه
و توانایی تمرکز طولانی و عمیق مارو ازما میگیره 
⚠️اون نوع از توجهی که ما صرف تعامل در دنیای مجازی می کنیم به بهای از دست دادن اون نوعی از توجه تموم میشه که برای استدلال،تفکر در مورد پدیده های درونی و بیرونی و یا خوندن یه کتاب احتیاج داریم
پی نوشت:
تو دنیایی که همه نگران دغدغه های مربوط به
" هوش عاطفی" در دنیای آینده و عصر تسلط  ربات ها هستن 
دور و بر ما پر از ربات های انسان نماست که امکان افزودن فایل هوش عاطفی به نرم افزارشون هم وجود نداره
شبکه های مجازی بیشتر از چیزی که تصور میکنیم برامون گرون تموم میشه.

مهرنوش مهدیزاده
مشاور روابط عاطفی، فرزندپروری کودک و نوجوان

وجدان نابالغ

 | تاریخ ارسال: 1399/1/25 | 
در جریان رشد اساسا داشتن حد و مرزهای منطقی باعث امنیت و رشد سالم میشه به همین دلیل هست که کودک با میل ذاتی به پذیرش محدودیت به دنیا میاد
و 
🔸️در تعامل با والدین 
تمام اخطارها و قوانین،نکن ها،بایدها و نباید ها و مقرراتی که  از والدین خودش شنیده یا در رفتار آنها دیده 
درکنار محبت ها،بغل کردن ها،خنده ها،تاییدها رو بعنوان حقایق محض ضبط می کنه
🔺️محتوای این ضبط ها در شرایط سالم پایه ی "وجدان"رو در آدم ها پی ریزی می کنه و  بعدها این ضبط ها در عدم حضور والدین بصورت خودکار به باید و نبایدهایی برای  هدایت زندگی در بزرگسالی تبدیل میشن 
به جملاتی با این ساختار که 
"چگونه باید......"
⚠️درافراد سالم محتوای این اموزش ها نهایتا به افزایش کیفیت زندگی منجر میشه و به ملاکی برای تشخیص خوب و بد
اما گاهی رفتار و شیوه ی تعامل والدین چنان بی ثبات،آسیب زا،آزارنده و غیرانسانی ست که کودک در نقطه ای از زندگی به این نتیجه میرسه که
🔴 تنها راه زنده موندن در امان بودن از والدین خودشه
بنابراین کودک والدینش و با کل باید و نبایدها و اموزش هاشون از دنیای ذهنی خودش بیرون می کنه به موازات جنگی که برای بریدن از والدین در درون خودش شروع می کنه تمام‌معیارهاش رو برای تشخیص  خوب و بد،حتی اونهایی که درست بودن رو از دست میده 
🔴در این شرایط تبدیل به بزرگسالی میشه که به ندرت می تونید احساسهایی مثل شرم،پشیمانی،دلسوزی،احساس گناه و ناحتی رو در اونها ببینید
انگار تنها معیار اونها برای تشخیص خوب و بد حال و خواسته ی خودشونه 
این بی مرزی  میتونه از بی پروایی و بی ملاحظگی در روابط عاطفی دور و نزدیک تا جرم و جنایت و رفتارهای ضد اجتماعی گسترش پیدا کنه 
⚠️مراقب آدم هایی که احساس گناه و شرمندگی کافی ندارن باشید چون ممکنه برای شما باور کردن برداشت تون در تعامل با اونها سخت باشه اما اونها واقعی هستن

مهرنوش مهدیزاده
مشاور روابط عاطفی، فرزندپروری کودک و نوجوان

مغز کهنه و اضطراب

 | تاریخ ارسال: 1399/1/25 | 
⚠️مشکل اصلی انسان مدرن این است که با مغز کهنه به دنیای مدرن و محرک هایش پاسخ می دهد!
مغز ما یک سیستم پیچیده ست که به زبان ساده دو بخش اصلی دارد:
🔸️مغز کهنه 
🔸️مغز جدید 
🔺️مغز کهنه آن بخش از مغز هست که در طول تکامل انسان به بقای ما کمک کرده است.وظیفه اصلی این بخش از مغز محافظت از ماست و سوال دائمی آن در برخورد با موقعیت های زندگی این است که 
آیا خطری وجود دارد یا نه؟
این بخش از مغز بخش مشترک ما با تمام جانداران ابتدای دیگر مثل میمون ها،خزندگان و پرندگان است و کاملا ناهشیار عمل می کند و اطلاعات ثبت شده در آن با گذشت زمان به روز رسانی نمی شود. بنابراین از کودکی تا بزرگسالی هر اتفاقی که اندکی اضطراب و خطر برای ما ایجاد کرده باشد در آن حک میشود و در هر لحظه از زندگی که با موقعیت به ظاهرمشابه تجارب قبلی مواجه شود با شدتی غیر متناسب و بدون در نظر گرفتن واقعیت امروزی احساس در خطر بودن و آسیب پذیری را برانگیخته می کند. بنابراین واکنش های این بخش به اتفاقات ،همیشه شدید و بدون تناسب است.
مغز کهنه مسئول رفتارهای ابتدای تر و غریزی ماست و" تفکر "در پردازش اطلاعات برای این بخش نقشی ندارد.
⭕در ارتباطات انسانی کار این بخش از مغز فقط پردازش های اولیه ست درست مانند یک خزنده !
در هر مواجهه ای این سوالات اصلی را می پرسد که 
آیا فردی که مقابل من است 
🔹️کسی ست که غذا می دهد؟
🔹️باید به او غذا داد؟
🔹️باید از او فرار کرد؟
🔹️باید به او حمله کرد؟
🔹️می توان با او جفت گیری کرد؟
 
🔺️مغز جدید اما بخشی از مغز است که در طول تکامل دیرتر شکل گرفته است.همان بخشی که باعث تفاوت ما بعنوان "اشرف مخلوقات" شده.
مغز جدید بخشی ست که به جای واکنشی عمل کردن تصمیم می گیرد،تفکر می کند،مشاهده و برنامه ریزی می کند،پیشگویی می کند و تحلیل گر و پرسشگر و آزمایشگر است و تبعات انتخاب های مختلف ما را ارزیابی می کند.
مثلا اگر بعنوان یک کودک در شرایطی بزرگ شده باشید که وقتی نیاز به حمایت داشتید والد شما در دسترس نبوده یا حوصله ی همراهی با شما را نداشته،
درد درک نشدن و حمایت نشدن بعنوان یک کودک سراسیمه و بی پناه در مغز کهنه شما ثبت می شود.سالها بعد در یک رابطه ی امن و بی خطر اگر یک روز که تمایل دارید با همسرتان صحبت کنید به خانه بیایید و متوجه شوید که همسر شما به شدت درگیر یک پروژه کاری از قبل طراحی شده ست
و به دلایلی کاملا منطقی و بدون قصد آزار شما امکان گوش دادن به شما و یا حمایت از شما را درست در همان لحظه ای که احتیاج دارید ندارد،
شما بعنوان یک آدم بالغ قادر به پذیرش محدودیت او نیستید(این کار مغز جدید است) و این عدم حضور برای شما تکرار تجربه ی دردناک کودکی خواهد بود و ممکن است مغز کهنه شما با یادآوری بی ربط تمام احساس های ناخوشایند مربوط به سالها قبل شما را وادار به تجربه ی احساس ناامنی،رهاشدگی و در معرض خطر بودن کند (مغز کهنه) و در نتیجه شما مثل یک خزنده ی در خطر، نه مثل یک انسان بالغ در بستر یک رابطه ی دوطرفه نسبت به همسرتان واکنش حمله یا فرار نشان بدهید (تصمیم‌مغز کهنه)واکنشی که برای همسر شما ابدا قابل درک و پذیرش نخواهد بود.

مهرنوش مهدیزاده
مشاور روابط عاطفی، فرزندپروری کودک و نوجوان

تفاوت عذرخواهی در افراد سالم و ناسالم

 | تاریخ ارسال: 1399/1/26 | 
یک بخشی داشتیم در پست های قبلی که برای حال خوب،بعضی از واژها ها و باورها و مفاهیم را دوباره تعریف می کردیم .
این بار از یک زاویه ی دیگر بپردازیم به "عذرخواهی‌ کردن"
عذرخواهی جز رفتارهای بسیار بد تعریف شده ست جز رفتارهایی که وقتی ، فردی زیاد و راحت انجام می دهد به ما این احساس را منتقل می کند که فردی با وجدان و متوجه است.اما واقعیت این است که عذرخواهی یک فرد با سلامت روان با عذرخواهی یک فرد ناسالم و حتی دچار اختلالات شخصیتی تفاوت دارد.
افراد سالم وقتی خطا می کنند به معنی واقعی احساس پشیمانی و تاسف دارند. به راحتی و بدون مقاومت به خطای خودشان اشاره می کنند بدون اینکه شما را در این خطا مقصر یا شریک بدانند برای جبران احساس ناخوشایندی که در شما ایجاد شده اقدام می کنند. برای تکرار نشدن موضوع ازارنده متعهد می شوند و واقعا میل به تغییر دارند.
اما افراد ناسالم 
به نظر متاسف می رسند به سرعت عذرخواهی می کنند.غم و اشک و آه و ناله ی زیادی هم ممکن است داشته باشند اما خوب که به محتوای حرف های آنها و رفتارشان دقت کنید متوجه می شوید که بیشتر ناراحتی آنها از این است که چرا شما توانستید مچ آنها را در کار غلط بگیرید. آنها در این ابراز ناراحتی شما را در خطای خودشان شریک می کنند . به شما احساس گناه می دهند حتی ممکن است با شما به خاطر ابراز ناراحتی با پرخاشگری زیاد برخورد کنند.

مهرنوش مهدیزاده
مشاور روابط عاطفی، فرزندپروری کودک و نوجوان

اصول اعتماد به دیگران

 | تاریخ ارسال: 1399/1/26 | 
قابلیت اعتماد کردن و مورد اعتماد بودن یک ویژگی تغییرناپذیر در افراد نیست. اعتماد در رابطه ایجاد می شود دستخوش تغییر می شود و یا از بین می رود.
ایجاد اعتماد در یک رابطه مستلزم تلاش دونفره ست هرفرد در رابطه باید رفتار اعتمادکننده و همزمان قابل اعتماد بودن را به نمایش بگذارد اما
- به دیگران همیشه اعتماد کردن نشان دهنده ی رشد شخصیتی ما نیست.
- یک فرد قابل اعتماد هم تا اخر دنیا لزوما قابل اعتماد نیست.
 حواستان به شواهد باشد:
- اگر خودتان را برای دیگری فاش می کنید و او این کار را نمی کند.
- اگر سابقه سو استفاده از خودافشاگری شما درباره ی خودتان حتی برای یک بار وجود دارد.
- اگر بعد از اینکه خطر اعتمادکردن را به جان می خرید با واکنش طرف مقابل احساس امنیت و پذیرفته شدن نمی کنید.
- اگر با فردی که قصد اعتماد کردن دارید در رقابت هستید. 
در این مواقع اعتماد کردن رفتار هوشمندانه ای نیست.

مهرنوش مهدیزاده
مشاور روابط عاطفی، فرزندپروری کودک و نوجوان

مقاومت در برابر روانشناس

 | تاریخ ارسال: 1399/1/27 | 
آیا ابزاری پیچیده تر از مغز انسان سراغ دارید؟
ما هنوز در دنیای مدرن امروزی هرروز افراد زیادی را ملاقات می کنیم که از پس حل و فصل مشکلاتشان برنمی آیند اما شریک عاطفی آنها حاضر به همراهی در دریافت کمک تخصصی نیست یا والدینی که همسرانشان مراجعه به متخصصین روانشناس را بیهوده و غیرضروری و کاری از فرط بیکاری می دانند.
تا به حال فکر کردید که زمانیکه مجبور هستید با یک ابزار الکترونیکی نسبتا پیچیده کار کنید بدون اینکه احساس ضعف کنید به وضوح می دانید که باید دفترچه ی راهنما را قبل از هر کاری مطالعه کنید و تازه بعد از آن تا مدت ها با احتیاط عمل می کنید تا نهایتا به تسلط کافی برسید.
این در حالیست که شما با پیچیده ترین ابزار دنیا یعنی "روان انسان"متولد می شوید تمام زندگی تان را با این ابزار هدایت می کنید در حالیکه هیچکس در مورد اصول عملکرد  این ابزار چیزی به شما یاد نداده و بدتر اینکه قبل از اینکه به دست شما برسد توسط افراد ناشی دیگری دستکاری شده.
در طول زندگی مجبورید ابزاری را که خودتان هم به خوبی طرز کارش را نمی دانید با دیگران هماهنگ کنید.
به نظرتان عجیب نیست که دریافت کمک تخصصی را غیرضروری بدانید؟

مهرنوش مهدیزاده
مشاور روابط عاطفی، فرزندپروری کودک و نوجوان

مهارت های ساده زندگی

 | تاریخ ارسال: 1399/1/27 | 
وقتی در جمع صحبت می کنید:
❌وسط حرف دیگران نپرید.
❌طولانی یک تنه حرف نزنید،مهم نیست چقدر موضوع جالبی برای گفتن دارید ،مخاطب شما هم  اندازه ی شما دوست دارد در مورد چیزهایی که برای خودش جالب است، حرف بزند.
❌به زبان بدن مخاطب توجه کنید اگر نشانه های کلافگی را می بینید سکوت کنید و فرصت ادامه مکالمه را واگذار کنید.
❌توجه کنید که با تمام شنونده ها تماس چشمی برقرار کنید به یک شنونده زل نزنید.
❌از مکث های کوتاه گوینده برای قاپیدن بحث استفاده نکنید.
❌وقتی کسی ماجرای جالبی تعریف می کند بلافاصله گفتگو را با این جمله ادامه ندهید که :از این جالب تر این است  که ...و تجربه ی خودتان را نقل نکنید.
❌ نشان بدهید که حرف های دیگران برایتان جالب است. 
بعد پایان صحبت دیگران،اطلاعات تکمیلی خودتان را که نشان می دهد موضوع را بهتر از آنها می دانید،به حرف های آنها اضافه نکنید.

مهرنوش مهدیزاده
مشاور روابط عاطفی، فرزندپروری کودک و نوجوان

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مرکز مشاوره و خدمات روانشناختی روزبه می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2022 All Rights Reserved | Roozbeh Psychological Counseling Center

Designed & Developed by : Yektaweb